در واقع اینطور به نظر می رسد که اساساً هنگامیکه بحث از نیازهای جنسی جوانان می شود، عموماً جوانان به معنای مردان در نظر گرفته شده و وجود نیازهای جنسی در زنان نادیده گرفته می شود.

بقیه متن را در ادامه مطلب بخوانید...


براساس آخرین آمارهای دفتر اطلاعات آمار جمعیتی سازمان ثبت احوال در سال 1391، جمعیت جوانان 20 تا 35 ساله کشور 24 میلیون و و 59 هزار و 75 نفر است. این رقم چیزی حدود یک سوم کل جمعیت ایران را شامل می شود. اگر در نظر بگیریم که بیشترین تمایلات جنسی افراد در این سنین ایجاد شده و از طرفی آمار ازدواج در همین سال ها را مرور کنیم که با کاهش درصد میزان ازدواج رو به رو بوده است، سؤالی که ایجاد می شود این است که نیازهای جنسی این جمعیت نه چندان اندک با توجه به موانعی که برای ازدواج است، چگونه ارضا می گردد؟

 

جوانی جمعیت، چگونه بحران زا شد؟

ماجرا از دهه 60 آغاز شد. خصوصاً اواسط این دهه که جامعه ایران با یک انفجار جمعیتی یا آنچنان که جمعیت شناسان می گویند «baby boom» رو به رو شد. بحران ازدیاد جمعیت این فرزندان تازه متولد شده با خودشان رشد کرد و بزرگ شد؛ از مدارسی که ظرفیت حضور این همه دانش آموز را نداشت و دو شیفته و سه شیفته شد تا ماراتن نفس گیر کنکور در اواخر دهه دوم زندگیشان؛ آن روزها که دانشگاه کیمیا گشته بود و کلاس های کنکور و تست زنی مثل قارچ شروع کردند به رشد کردن. تمام اینها بحران هایی بود که دولت های وقت به تدریج با آنها مواجه شدند و با افزایش ظرفیت مدارس و دانشگاه، سعی در مدیریت آن کردند. اما بحران اصلی در راه بود. دانشگاه که تمام شد، تازه این جمعیت به فکر کار افتادند و تشکیل خانواده. در اوایل دهه 80 بحران به شیوه ای دیگر البته به صورت موقت این بار از طرف خود جوانان هدایت شد. راه اندازی کسب و کار و تشکیل خانواده با توجیه مردم پسندی به نام ادامه تحصیل مدیریت شد تا اینکه در اواخر دهه 80 جامعه ایرانی با مسئله اصلی خود رو به رو گشت؛ متولدین دهه 60 با مدارک تحصیلی عمدتاً کارشناسی ارشد از دانشگاه ها فارغ التحصیل شدند و نرخ بیکاری و طلاق شدت گرفت و نرخ ازدواج رو به کاهش گذاشت.

 

از همین رو جوانی جمعیت که اساساً عنصر لازمی برای پیشرفت و ترقی کشورهاست و برای بسیاری از کشورهای توسعه یافته رؤیایی است که با جذب جوانان متخصص از دیگر کشورها محقق می شود، در ایران تبدیل به کابوس شد و حالا در اوایل دهه 90 اقتصاددانان به دنبال راهکارهایی برای کاهش نرخ بیکاری هستند و جامعه شناسان و روانشناسان از برانگیختگی جنسی جامعه و عدم ارضای صحیح و به موقع نسل جوان نگرانند. این که چرا ازدواج و تشکیل خانواده که ساده ترین و مقبول ترین راه ارضای نیازهای جنسی است، برای جوان اینقدر دور از دسترس به نظر می رسد، دلایل متعددی دارد؛ از مشکلات اقتصادی و بیکاری تا عوض شدن سبک زندگی و اندیشه های جوانان، از افزایش تحصیلات و اشتغال زنان تا کاهش تعهد و مسئولیت در پسران، همگی دلایلی است که ازدواج را دچار کاهش 9.1 درصدی در سال 90 نسبت به سال گذشته اش کرده است. 

 

از یک سو، مجموعه ویژگی های زندگی معاصر و ورود رسانه های گسترده به زندگی امروز چون اینترنت، تلفن همراه و ماهواره، باعث رواج پورنوگرافی و مظاهر جنسی متعدد شده و از سوی دیگر عدم وجود آموزش و آگاهی در میان نسل جوان برای استفاده از این وسایل تکنولوژیک و همچنین عدم وجود راه های مشروع و مورد تأیید برای ارضای نیازهای جنسی، نسل جوان و نوجوان را دچار یک نوع سردرگمی، هرج و مرج، بی اخلاقی و هیجان های جنسی بالایی کرده است. در واقع با تغییر سریع و عجیب سبک های زندگی و شیوه های فرهنگی، این مسائل در ابعاد چندگانه تری به نسل های بعدی در دهه 70 و 80 هم منتقل شده و نتیجه آن بلوغ های زودرس و روابط بدون چارچوب در میان نوجوانان است. 

سؤال اصلی مطرح در این میان این است که با توجه به این که نرخ ازدواج با تمام تمهیداتی که هر روزه اندیشیده می شود، همچنان پایین است، و جوانانی که در سنین اوج نیازهای جنسی و صمیمیت های عاطفی هستند و آمار طلاقی که هر روز بر این نرخ افراد مجرد می افزاید، چه راهکارهای مشروع، قانونی و مقبولی به لحاظ عرفی می توان برای پاسخگویی به این نسل جوان ارائه داد؟ راهکارهایی که هر چند جایگزین شکل ایده آل آن که ازدواج است، نمی شود، اما شاید مسکن موقتی باشد که بخش بزرگی از بحران های امروز جامعه ایران را حل کند.

 

راهکارها و چالش ها 

محسن مالجو کارشناس ارشد مطالعات زنان دانشگاه علامه طباطبایی، در این رابطه معتقد است: اگر بخواهیم راهکارهای موجود یا ارائه شده برای ارضای نیازهای جنسی جوانان را برشمریم، به 3 رویکرد می رسیم؛ اولی ازدواج موقت یا بحث صیغه است، که به نظر بنده اساساً نمی تواند راهکار جامع و مناسبی باشد. ازدواج موقت در جامعه امروز سرشار از آسیب های اجتماعی است که گسترش آن، خود مسئله ساز است .مشکلات روحی و عاطفی برای زنان پس از جدایی، وضعیت فرزندان ناشی از آن، سلیقه ای بودن، عدم ثبت، پنهان کاری و مخفی بودن آن همگی مسائلی هستند که خود دردی به دردهای جامعه اضافه می کنند.

 

راهکار دوم موضوع خانه های عفاف بود که چند سال پیش مطرح شد و همچنان هم در دوره های زمانی مختلف بحث آن رونق می گیرد. این راهکار نیز پاک کردن صورت مسئله است و نگاه مردسالارانه در دل آن نهفته است.

اما راهکار سوم رواج سبک جدیدی از زندگی در میان نسل جوان است که همزیستی مسالمت آمیز نام دارد و در آن جوانان به اصطلاح پیش از ازدواج با یکدیگر زندگی می کنند. این نوع زندگی که چند سالی است به دلایل متعدد فرهنگی در میان برخی از جوانان رواج یافته نیز نمی تواند پاسخ گوی حل مسئله باشد؛ جون با باورهای فرهنگی، عرفی، دینی و قانونی در جامعه ما در تضاد است. و این موضوع نیز آسیب های بسیاری را در پی دارد.

 

این پژوهشگر حوزه زنان، در نهایت به این نکته اشاره می کند که ما در حال حاضر در مسئله ارضای نیازهای جنسی نسل جوان با توجه به کاهش ازدواج و سخت شدن شرایط آن، دچار بن بست فرهنگی شده ایم و چاره اندیشی برای آن به صورت مقطعی خود در آینده آسیب زا خواهد شد. 

 

اما مهدی مسلمی فر روانشناس و سکس تراپیست، در این راستا نگاه دیگری دارد: اگر مسئله ما ناظر به ارضای مشروع نیازهای جنسی باشد، باید چند نکته را مدنظر قرار دهیم؛ اول اینکه این مسئله در کشورهای مختلف به شیوه های متفاوتی مدیریت و حل می شود. ثانیاً می توان در این زمینه نگاه های کنترلی و پیش گیرانه داشت تا از تبدیل شدن مسائل جنسی به بحران جلوگیری کرد. اما مسئله سوم همان راهکار مورد نظر است که به نظر اینجانب در ازدواج موقت است؛ راهکار موقتی که جایگزین ازدواج نیست، اما می تواند موجب ارضای نیازهای جنسی در میان جوانانی که به هر دلیلی قادر به ازدواج نیستند، باشد. 

 

مسلمی فر همچنین به نکته ای دیگر اشاره می کند: در مورد ازدواج موقت مسئله ای که وجود دارد، پاره ای از باورهای عرفی است که ازدواج موقت را با محدودیت و پس زدن در جامعه رو به رو می کند. این محدودیت ها باید با بیان جمیع نکات مثبت و منفی این موضوع برداشته شود. در مورد نقاط ضعف آن آموزش ها و هشدارهای مورد نیاز داده شود و از نقاط قوت آن برای ارضای نیازهای جنسی جوانان بهره مند شویم؛ چراکه در حال حاضر در جامعه ایران، راهکار دیگری جایگزین آن نداریم. همچنین در عین حال باید به این نکته نیز توجه داشت که همزمان، به دنبال حل مسئله اصلی، یعنی تسهیل ازدواج جوانان و افزایش میزان ازدواج در جامعه باشیم و سعی کنیم در جهت پیشگیری و کنترل فضا برای جلوگیری از برانگیختگی جنسی جوانان نیز گام هایی برداریم.

 

این روانشناس همچنین وجود برخی خلأهای قانونی و باورهای فرهنگی نادرست را مانع اصلی رواج ازدواج موقت به عنوان یک راه حل موقت، مشروع و قانونی برای ارضای نیازهای جنسی جوانان عنوان کرد و گفت: مسائلی چون وضعیت فرزندان ناشی از ازدواج موقت، ثبت آن در شناسنامه، مدت آن و سوءاستفاده هایی که از آن از طرف افراد متأهل می شود، همگی موضوعاتی است که با بررسی های کارشناسان حقوقی و توافقات قانونی قابل اصلاح و اجرا است.باید در نظر داشته باشیم که جامعه ما در حال حاضر به یک راه حل سریع و قابل اجرا احتیاج دارد. در غیر این صورت ما با نابهنجاری ها و انحرافات جنسی مختلفی در آینده نزدیک رو به رو خواهیم شد که هزینه های آن به مراتب بیشتر و سنگین تر خواهد بود.

 

همچنین لاله افتخاری نماینده مجلس نهم شورای اسلامی و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس، در این زمینه تنها راهکار قابل قبول و اجرا را ترویج ازدواج دائم با تسهیل شرایط ازدواج برای جوانان عنوان می کند. وی در این خصوص بر بازگشت به سبک زندگی گذشته تأکید و اشاره کرد: این مسئله، یعنی جوانی جمعیت ایران و نرخ پایین ازدواج، مسئله ای است که ما نیز در مجلس دغدغه آن را داریم. اما تنها راه مشروع و مقبول ارضای نیازهای جنسی نسل جوان همان ازدواج دائم است و تنها راه افزایش نرخ آن نیز در دست خود مردم است.

وی تجمل گرایی، مهم شدن فرعیات زندگی، سنگ انداختن خانواده ها بر سر راه جوانان و هزینه های کمرشکن مراسم عروسی و تهیه جهیزیه و اجاره خانه را از مهم ترین دلایل کاهش ازدواج عنوان کرد: بهتر است همچون گذشته خانواده ها اتاقی در منزل خود به فرزندانش برای ازدواج بدهند که این مسئله خود به زندگی افراد برکت می دهد. این طوری هم هزینه تهیه جهیزیه برای خانواده   عروس بسیار کاهش می یابد، هم اجاره خانه برای داماد. این مسائلی نیست که ما با قانون بتوانیم حلش کنیم و باید خود مردم در این راه گام بردارند تا جوانان راحت تر بتوانند ازدواج کنند.

 

راهی طولانی در پیش است

با توجه به نکات و راهکارهای عنوان شده، آنچه به نظر می رسد ضروری است به آن اشاره شود، شامل چند مورد است؛ اول اینکه در مورد ازدواج موقت، آنچه مسلم است بحث امکان دختران برای ازدواج موقت و مسئله اذن ولی است که خود دارای سلسله مباحث متعددی است، موضوعی که باید برای آن و اما و اگرهایش پیش از ترویج ازدواج موقت راهکارهایی اندیشیده شود. همچنین مسئله دیگری چون «بکارت» که هم به لحاظ فرهنگی و هم قانونی برای دختران در ازدواج موقت چالش های بسیاری را بر می انگیزد. در واقع اینطور به نظر می رسد که اساساً هنگامیکه بحث از نیازهای جنسی جوانان می شود، عموماً جوانان به معنای مردان در نظر گرفته شده و اساساً وجود نیازهای جنسی در زنان نادیده گرفته می شود. 

 

همچنین بحث رواج ازدواج دائم با کم کردن سطح توقعات و انتظارات جوانان، گرچه در کل راهکار مناسبی است، اما امکان زندگی فرزندان با خانواده ها در یک خانه، با توجه به تغییرات شدید سبک زندگی های امروزه، به نظر می رسد تا حدود زیادی دور از واقعیت و ساده سازی اصل مسئله است. از طرف دیگر، تجملات تنها یکی از چند عامل دلایل کاهش نرخ ازدواج است و به نظر بسیاری از کارشناسان مهم ترین دلیل هم نیست، چراکه از آن مهم تر نرخ بالای بیکاری است و به همین دلیل نمی توان عدم رغبت جوانان به ازدواج را تنها به تجمل گرایی تقلیل داد.

 

حل مشکلات جنسی جامعه که امروزه بسیار بحث برانگیز شده و منشأ مشکلات متنوعی از آمار طلاق تا روابط جنسی بدون چارچوب شده و به برخی نابهنجاری ها و انحرافات اخلاقی دامن زده است، نه آسان است و نه کوتاه. به همان اندازه نیز حل و فصل و چاره اندیشی در مورد آن، برای سلامت جامعه فوری و ضروری است. در کنار راهکارهایی که اشاره شد، همچنین می توان به خویشتنداری جنسی و کنترل بیشتر جوانان بر نفس خود اشاره کرد که این مسئله خود نیازمند کاهش مظاهر جنسی در جامعه و اهمیت بیشتر به مسئله پوشش و دوری افراد از تماشای عکس ها، فیلم ها، کلیپ ها و نوشته های پورنوگرافیک است. 

 

در نهایت اینکه آنچه مسلم است، همکاری و همفکری کارشناسان و اندیشمندان فرهنگی و اجتماعی با مسئولان دولتی برای چاره اندیشی و ارائه جایگزین و راه حل به نسل جوان، از واجبات زندگی روزمره معاصر ماست.